رسانه ها و مفهوم عزت و افتخار حسینی
32 بازدید
موضوع: سایر
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : اندیشه صادق ) پاییز و زمستان 1381 - شماره 8 و 9 ) (6 صفحه - از 10 تا 15)
تعداد شرکت کننده : 0

چکیده :

دکتر باهنر در توضیح مفهوم عزت و افتخار حسینی از دید فرهنگ و ارتباطات دینی توضیح می دهند که فرهنگ یک جامعه قرین با اسطوره هاست و هر فرهنگ برای حفظ هویت ناب خود باید به اسطوره ها توجه داشته باشد که د رفرهنگ ایرانی، فرهنگ حسینی ناب ترین فرهنگهاست و امام حسین uاسطوره جاویدان این فرهنگ است. سپس در ارتباط با اینکه چگونه می شود این مفهوم را در شرایط کنونی کشور عملی ساخت با نگاهی ارتباطی دو نوع رسانه سنتی و مدرن را معرفی می کنند و کارکردها و نقاط ضعف و قدرت هریک را بر می شمرند. سپس در پاسخ به سؤال سوم در مورد مقدورات و محدودیت های ما در این حوزه به مقدورات و محدودیت های رسانه های سنتی و مدرن می پردازند و چند نوع کارکرد را که این رسانه ها می توانند انجام دهند معرفی می کنند که عبارت است از: کارکرد ارشادی، اطلاع رسانی، آموزشی و سرگرمی و سپس به نقش رسانه ها در رسیدن به این کارکردها می پردازند.

اندیشه صادق: برداشت شما از مفهوم عزت و افتخار حسینی چیست؟ چگونه می توان این مفهوم را در شرایط کنونی کشور عینی ساخت؟ و مقدورات و محدودیت های ما در این زمینه چیست؟

دکتر باهنر: مقام معظم رهبری این سال را سال عزت و افتخار حسینی نامیدند چرا که شروع سال جاری با دهه اول محرم بود و پایانش هم با دهه اول محرم خواهد بود. من به این سوال از دید فرهنگ و ارتباطات دینی می خواهم نگاه بکنم. می دانیم که فرهنگ قرین با اسطوره هاست و هویت فرهنگی مرهون شناخت اسطوره های هر فرهنگی است. هویت فرهنگی ایرانی که کاملاً اجین و قرین با فرهنگ دینی و شیعی است با شاخصه هایی تعریف می شود که اگر بخواهیم به بعضی از آنها اشاره کنیم می توان از عبودیت، تعبد، محبت، اخلاص، جوانمردی، شجاعت، ایثار و فداکاری، اخلاق متعالی، ضعیف نوازی، تعالی فکر و استواری در عمل و از این قبیل نام برد. برای همه این شاخصه ها ما اسطوره هایی در فرهنگ ایرانی و شیعی خود داریم که در هر بخش از اینها که نگاه کنیم، حضرت امام حسین uحتماً یکی از این اسطوره ها است. ما در دوره ای قرار داریم که دوره و عصر نوین ارتباطات نام گذاری شده است. این ارتباطات جدید سبب

تسهیل و تسریع تماس میان فرهنگ ها شده که براساس این وضعیت جدید امکان تداخل، تهاجم، گفتگو و تنازع فرهنگ ها و تمدن ها روزافزون ‎تر شده است. بنابراین می توان گفت که این مسأله هم یک فرصت است و هم یک تهدید. هم برای استفاده از این فرصت و هم برای مقابله با این تهدیداتی که در جریان نوین ارتباطات پیش آمده و در حوزه فرهنگ تأثیرات بسیاری داشته، بازگشت به اسطوره ها و تأکید بر هویت ناب فرهنگ ایرانی و شیعی ضرورت مضاعفی پیدا می کند. شاید یکی از دلایل توجه مقام معظم رهبری، شرایط جدید پیش آمده در فرهنگ و ارتباطات جهانی است و شایسته است که در این جریان جدید هر یک از این فرهنگها برای حفظ هویت ناب خودشان به اسطوره ها و شاخصه های ناب فرهنگی توجه کنند که در فرهنگ ایرانی، فرهنگ حسینی در واقع ناب ترین فرهنگ ها شمرده می شود و مایه عزت و افتخار ایرانیان است و باید به این اسطوره همیشه جاویدان توجه کنند و او را بیش از پیش بشناسند و بشناسانند و تقویت بکنند تا در واقع شاخصه ها و اسطوره های فرهنگی خودشان را در این جریان جدید حفظ کنند.

اما اینکه چگونه می شود این مفهوم را در شرایط کنونی کشور عملی ساخت اجازه می خواهم که از حوزه ارتباطی به موضوع نگاه کنم. می دانید که نظام ارتباطات اسلامی در حوزه نظام فرهنگی اسلامی تعریف می شود. نظامی که

مبنایش جهان بینی توحیدی و اتکایش به باورها، ارزشها و اعمال فردی و اجتماعی است که اسلام آنها را مشخص می کند. در صدر اسلام در جامعه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله آن را بنا گذاشتند، الگویی نوین از نظام ارتباطات اجتماعی ارائه شد که اصول سیستم ارتباطات اسلامی را باید از آن جستجو کرد.

مفهوم ارتباطات در اسلام به جای تأکید بر ابعاد کمی و خطی، بر ابعاد فرهنگی و معانی شناختی تأکید دارد و واژه هایی مثل برادری، اتحاد و درک حقوق متقابل را به ذهن متبادر می کند و در واقع مقصود نهایی همه کارکردهای ارتباطات و رسانه های اسلامی تزکیه معنوی است. اما زمانی که به جامعه ای برمی گردیم که در آن حکومت اسلامی استقرار یافته، این الگو تفاوتهایی خواهد کرد. از آنجایی که حکومت در اسلام متعلق به خداست و حکام هر جامعه مکلف به رعایت قانون اسلامی و خدمتگذاری به مردم هستند بر همگرایی روابط میان خدا، فرد، جامعه و حکومت تأکید می شود. این همگرایی ارتباطی نه تنها یک مسئولیت حکومتی است بلکه همه آحاد مردم موظف هستند. اما متأسفانه حکایت تاریخ ارتباطات در جریان حکومتها و در تمدن اسلامی، جریان یک نوع واگرایی و تجزیه ارتباطی است. در دوره های گذشته و در اوج تمدن اسلامی و در مقاطعی که حکومت دینی بر جامعه حکمفرما بود طبیعتاً ارتباطات در ارتباطات سنتی خلاصه شده بود. کانالهای ارتباطی حکومتی از کانالهای ارتباطی مردمی و رهبران دینی جدا شده بود. با ظهور نظام های مدرن دولت ـ ملت در دوره های جدید جریان واگرایی ارتباطی تشدید شد و با توجه به تأثیرات استعماری، رسانه های جمعی به واسطه این نوع واگرایی با بحران مشروعیت روبرو شدند، در حالی که ارتباطات سنتیِ دینی مشروعیت خود را حفظ کرد. ایران در طول دوره گذشته خودش همیشه با بحران مشروعیت ارتباطی از این جهت دست به گریبان بوده است. رهبران و نهادهای دینی همواره سلطه خودشان را بر ارتباطات اجتماعی از خلال رسانه های سنتی دینی مثل مساجد، مدارس اسلامی، مجالس و مراسم مذهبی و رسانه های سنتی دیگرمثل بازار و ودوره ها حفظ کردند و نقش تعیین کننده ای در تحولات اجتماعی داشتند. جریان نوگرایی ارتباطی در ایران که با ظهور مطبوعات، ارتباطات راه دور و رسانه های الکتریکی پدید آمد از آنجایی که خواستگاه مردمی نداشت (به خصوص در دوره حکومت قاجار و پهلوی این جریان ظهور و بروز قابل توجهی داشت) از همان ابتدا با بحران مشروعیت مواجه شد. اما دیدیم که در تحولات بزرگ تاریخی ایران مثل نهضت تنباکو، مشروطه، ملی شدن صنعت نفت، قیام 15 خرداد و از همه مهم تر انقلاب اسلامی ایران این ارتباطات سنتی بود که نقش اصلی را ایفا کرد. بنابراین می شود به این نتیجه رسید که سیستم ارتباطات ایران همواره شاهد نوعی واگرایی ارتباطی بین رسانه های سنتی (که عمده آنها رسانه های سنتی دینی بودند) و رسانه های نوین بوده است.

در جمهوری اسلامی شاید بشود گفت برای نخستین بار در تاریخ ایران ارتباطات سنتی و مدرن و به طور کلی ارتباطات مردمی و ارتباطات رسانه های در اختیار حکومت، نوعی همگرایی را تجربه می کند. محوریت اسلام در قانون اساسی، نظام اجتماعی کشور که بر مبنای الگوی اصیل اسلامی طراحی شده است و حضور علما در مصدر حکومت سبب این همگرایی شد.

اگر بخواهیم از واگرایی تعریفی را ارائه بدهیم باید گفت: واگرایی زمانی تحقق پیدا می کند که کانال های

مختلف سنتی و مدرن پیام هایی را تولید کنند که در تضاد و تخالف با یکدیگر باشند و سبب سردرگمی مخاطبان، خنثی سازی کارکردها و تأثیرات یکدیگر شوند. در مقابل همگرایی رابطه ای است که در آن کانال های گوناگون ارتباطی با یکدیگر مشابهت و هم پوشانی دارند و یکدیگر را تکمیل می کنند و برایند آنها نوعی رابطه وحدت گرا و همسویانه است. این سبب تقویت اعتماد مخاطبان به رسانه ها و صرف هزینه و نیروی کمتر از سوی ارتباط گران می شود و زمانی این همگرایی اتفاق می افتد که نوعی رابطه مکمل میان کانالهای ارتباطی به وجود بیاید. این نکته را هم اضافه کنم و بعد نتیجه بگیرم که در شرایط فعلی رسانه های سنتی دینی اصلی ترین منبع دینی اکثریت مردم (حدود 60 درصد) در حوزه کارکردهای ارتباطی دینی است و تنها 40 درصد مردم وسایل ارتباط جمعی را به عنوان اولین گزینه رسانه ای دینی بیان کردند که این بر مبنای تحقیقات بنده است. نتیجه ای که می خواهم از این موضوع بگیرم این است که در شرایط کنونی کشور احیای فرهنگ دینی و تحقق عزت و افتخار حسینی که در واقع تعبیر دیگری از احیای هویت ناب ایرانی ـ اسلامی در کشور است مرهون این است که رسانه های سنتی ما و رسانه های مدرن، مثل رادیو و تلویزیون و سایتهای اینترنتی که در اختیار بخش های مختلف کشور است در سیاست گذاری رسانه های خود یک نوع همگرایی را تعقیب بکنند.

ما در موقعیتی قرار داریم که در طول تاریخ ایران بی نظیر است. از لحاظ ارتباطی عرض می کنم که برای نخستین بار رسانه های در اختیار حکومت و رسانه های در اختیار مردم و به تعبیر امروزش رسانه های مدرن و رسانه های سنتی به خصوص در حوزه دینی یک نوع همگرایی را تجربه می کنند. یعنی هم رسانه های سنتی دارای مشروعیت لازم هستند و هم رسانه های مدرن مثل رادیو و تلویزیون. لذا از این همگرایی و مشروعیت باید کمال استفاده را نمود و لذا بایستی یک نوع سیاست گذاری و برنامه ریزی واحد برای استفاده از قابلیت ها و مزیت های هر کدام از اینها صورت بگیرد.

اما وارد سوال سوم می شویم که مقدورات و محدودیت های ما با توجه به این رویکرد همگرایانه در حوزه ارتباطت دینی در شرایط موجود چیست؟ این محدودیت ها و مقدورات برمی گردد به محدودیت ها و مزایایی که هر کدام از این رسانه های دینی دارند. اصلی که ما باید در برنامه های ارتباطی خودمان در این زمینه داشته باشیم این است که به گونه ای برنامه ریزی کنیم که به نوعی رابطه مکمل بین اینها به وجود بیاید. ما می دانیم که رسانه ها دارای کارکردهای متفاوتی هستند. من به عنوان مثال به 4 کارکرد اصلی آنها در حوزه دین اشاره می کنم بعد بررسی خواهیم کرد که محدودیت ها و مزیت های هر کدام از اینها چیست و در پایان هم نتیجه بگیریم که چگونه باید این برنامه ریزی، برای تحقق یک رابطه همگرای موثر در حوزه ارتباط دینی اتفاق بیفتد.

1- کارکرد ارشادی: به معنای نقشی است که رسانه ها در برانگیختن احساسات معنوی مخاطبان و ترغیب آنها به رفتار، بر مبنای باورهای دینی دارند. یعنی یک نوع تأثیرگذاری عاطفی و رفتاری. نمی خواهم وارد تفصیل بحثهای در این زمینه شوم. فرض می کنیم که ما رسانه های مدرن و رسانه های سنتی را در مجموع می شناسیم؛ برمبنای شناختی که وجود دارد می شود به این نتیجه رسید که تأثیرگذاری عاطفی و رفتاری را باید بیشتر از رسانه های سنتی انتظار داشت نه از رسانه های ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی