هدف؛ تحقق دين‌مداري در زندگي است
62 بازدید
تاریخ ارائه : 6/28/2011 4:32:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

 چه تعريفي از ارتباطات ديني داريد؟ 

ارتباطات دینی در یک تعریف به معنای ارتباطاتی است که بر مبنای جهان بینی دینی استوار شده است.

البته از ارتباطات دینی به صورت های مختلفی تعبیر و تفسر شده است؛ اول: ارتباطی که بین دو نهاد

اجتماعی برقرار است. مانند خیلی از نهادهايي که تحت عنوان نهادهای ارتباطی در کشورهای سكولار

وجود داشته و ذیل نهاد دین قرار می گیرند. مثلاً در کشورهای مسیحی؛ کلیسا و يا در کشورهای

اسلامی؛ سازمان ها و جمعیت های دینی که ذیل نهاد دین قرار می گیرند. در یک نگاه و یک تلقی، رابطه

بین ارتباطات و دین، رابطه بین دو نهاد است. بنابراين وقتی که یک تعامل صورت می پذیرد که در آن حوزه

ارتباطات با حوزه دین وارد تعامل و گفتگو و یک عمل اجتماعی- ارتباطاتی می شوند، می گویند که ارتباطات

دینی شکل گرفته است.

یک نگاه دیگر، نگاه کارکردی است. در حوزه نهادهای ارتباطی کارکردهای مختلفی وجود دارد. یک سازمان

ارتباطی و یا یک سازمان رسانه ای ممکن است از این توانمندی های خود برای کارهای مختلفی استفاده

کنند. ممکن است در حوزه فعالیت های سیاسی – اقتصادی یا حوزه فعالیت های هنری باشد. یک بخش

آن هم کارکردی دینی گفته مي شود. یعنی وقتی یک نهاد در سازمان ارتباطی به موضوع دین توجه كرده و

به یک فعالیت دینی را در حوزه کاری خود می پردازد، ارتباطات دین شکل می گیرد که این هم یک رویکرد به

ارتباطات دینی است که در آن ارتباطاتی منظور است که کارکرد دینی دارد.

اما آنچه که من مطرح کردم، یک نگاه فلسفی داشته و متکی بر جهان بینی است. به این معنا که به

ارتباطاتی دینی می گوییم که جهان بینی آن دینی باشد. در حوزه مفاهیم هم بستگی به نوع نگاهی دارد

که ما نسبت به ارتباطات و نيز نسبت به دین داریم.

 

حوزه­ي عمل ارتباطات ديني چيست؟ چه دستگاه­هايي را مي­تواند در بر بگيرد؟ 

حوزه عمل ارتباطات دینی از بین تعاریفی که ارائه شد، اگر آن تعریفی را كه «ارتباطات دینی برمبنای جهان

بینی دینی استوار است» را بپذيريم، مب بينيم كه درکشور ما که یک کشور اسلامی است؛ فلسفه ای که

بر مبنای آن کشور اداره می شود، مبتنی بر یک جهان بینی دینی است. بنابراین دستگاه هایی که درگیر

کار ارتباطاتی هستند، می توان کفت که در حوزه ارتباطات دینی وارد شده اند. اما در یک جامعه دینی که

همه چیز منبعث و برخواسته از دین است، یک تقسیم کار صورت می گیرد. بنابراین ما با یک نوع تقسیم

کار و یک نوع تقسیم وظايف رو به رو هستیم. با اين نگاه، سازمان های اجتماعی به طور مباشر و با تأکید

بیشتر به علوم اسلامی و معارف دینی، به تبلیغ دینی می پردازند. این دستگاه‌ها، درگیر ارتباطات دینی

هستند. مثل سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان صدا و سیما در حوزه برنامه سازی دینی و گروه‌هاي

معارف اسلامي آن، سازمان اوقاف، مطبوعات دینی و ... .

 

ارتباطات ديني چه موضوعات و مفاهيمي را در بر مي­گيرد؟  

در بین علومي که بعد از ظهور اسلام مورد تقسیم بندی قرار گرفت، بعضی علوم را اسلامی و بعضی را غیر

اسلامی ناميدند. علوم اسلامی علومی است که منبعث از اسلام بوده و موجد آن علوم اسلامی است،

مانند فقه، تفسیر، علوم قرآنی و ... . اين‌ها علومی هستند که بعد از ظهور اسلام و توسط علمای

مسلمان شکل گرفت. اما خواستگاه بعضی از علوم اسلامی نیست. مثل ریاضی و فیزیک و شیمی و ... .

ولی به یک تعبیر به اینها هم علوم اسلامی گفته می شود. به این معنا که وقتی که نورافکن اسلام به این

علوم تابیده شود، میبینیم که می تواند در مسیر اهداف اسلامی مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین هر

علمی که در مسیر علوم اسلامی مورد استفاده دین و در جهت دستیابی به اهداف دینی قرار گرفته و

سازگار با اهداف دینی است، علوم اسلامی گفته می شود. در یک تقسیم بندی می گویند که همه

علومی که در راستای اهداف دینی باشند، می توانند در خدمت دین قرار گيرند. بنابراین تنها علومی از این

جرگه خارج می‌شوند که تنافی با اهداف دینی و اسلامی داشته باشند، مثل سحر و جادو و یا علومی که

برای ساخت ابزارهای کشتار جمعی مورد استفاده قرار می گیرد که با اهداف دینی مغايرت دارد.

اگر این تقسیم بندی را مورد نظر قرار دهیم، می توانیم بگوییم ارتباطات دینی در یک تقسیم کار، موضوعات

و مفاهیمي را در بر می گیرد که خواستگاه دینی و اسلامی دارند. یعنی همان علوم دینی، علوم

اسلامی، معارف اسلامی که یک خواستگاه دینی داشته و ارتباطات دینی در وهله اول موظف به تبلیغ و

نشر آنهاست. این به این معنی نیست که اگر حوزه های دیگر ی به سایر علوم در جهت خدمت به کشور

اسلامی پرداختند، ارتباطات دینی نیستند. اما در یک تقسیم کار اجتماعی، در یک کشور اسلامی و دینی،

می توانیم ارتباطات دینی را به این معنا تعبیر و تفسیر کنیم.

 

 

 به نظر شما ارتباطات ديني، چگونه شكل مي­گيرد و مراحل شكل­گيري آن چيست؟­ 

این فراگرد مثل یک فراگرد ارتباطی عام است ولی در هرکدام از ارکان آن، دین حضور جدی دارد، در طراحی

و برنامه ریزی باید این فراگرد، دینی باشد و بر مبنای برنامه ها و دیدگاه های دین و با فلسفه دینی

طراحی و تبیین شده باشد.

ارتباط‌گران آن کسانی هستند که دغدغه دین داشته و نسبت به معارف و علوم دینی، تسلط نسبی دارند.

پیام، یک پیام دینی است و در حوزه اسلامی، یک پیام اسلامی است. ابزارهای ارتباطی می تواند ابزارهای

ارتباطی و رسانه ای عام باشد ولی در خدمت یک هدف دینی قرار گیرد. بنابراین هر نوع شیوه و روشی

برای تولید پیام مورد قبول در فراگرد ارتباطات دینی نیست. در رسانه‌های امروز می بینیم که برای پیام

آفرینی و تأثیر بر مخاطب از هر روشی استفاده مي‌شود كه حتی مورد قبول وجدان و فطرت پاک انساني

نیست.

در فراگرد ارتباطات دین روش های تولید پیام باید روش های مورد تأیید دین باشند. مخاطبان در اين فراگرد از

هر گروهي می تواند باشد، چه متدین و چه غیر متدین. چرا كه این دین برای عموم مردم آمده و پیام آن

پیامی جهانی است. بنابراین در فراگرد ارتباطات دینی این ارکان حضور داشته و حضور آنها را باید در این

مبنا توجیه و تفسیر کرد.

چه كساني بهره­بردار يا مخاطب ارتباطات ديني هستند؟

در این خصوص می خواهم مطلبی را متناسب با کشور خودمان عرض کنم. تحقیقي در حوزه رسانه های

سنتی و مدرن دیني در کشور انجام داده‌ام تا مشخص شود که ارتباطات دینی در کشور ما در چه وضعیتی

قرار دارد. می دانیم که در قبل از انقلاب اسلامی، ارتباطات به صورت سنتی و مدرن در این کشور در جریان

بود. در حوزه دینی آن هم حتي تا بعد از ظهور مطبوعات، رادیو، تلویزیون و توجه نسبی و حداقلی آنها به

دین می توان گفت که همچنان نوعی از ارتباطات سنتی دینی وجود داشت. بطور عمده، دین در حوزه

سنت و رسانه های سنتی، تبلیغ می شد و پیام های خودش را به مخاطبان می رساند. بنابراین مخاطبان

ایرانی در قبل از انقلاب اسلامی عمدتا در حوزه دینی، مخاطبان رسانه های سنتی بودند نه رسانه های

جمعی. برای  اینکه رسانه های جمعی در حوزه دینی، مشروعیت دینی نداشتند و روحانیون و متدینین

نسبت به رسانه ها که در اختیار رژیم قرار داشت، از مشروعیت لازم برخوردار نبودند. اما بعد انقلاب به

دلیل هم گرایی که بین رسانه های سنتی و مدرن در حوزه دین به وجود آمده و همه رسانه ها، چه

سنتی و چه مدرن، رسانه های دینی شدند، مخاطبان ارتباطات دینی نيز، هم مخاطبان رسانه های

سنتی دینی بودند و هم مخاطبان رسانه های جمعی و جدید. در تحقیق انجام گرفته روشن شد که ما اگر

کارکردهای رسانه ها را شامل کارکردهای آموزشی، خبری، ارشادی و سرگرمی بدانیم، در هر چهار

کارکرد، مخاطبان ارتباطات دینی در کشور ما در درجه اول به رسانه های سنتی علاقمندند. اگر کارکرد به

معنای نیاز باشد، برای رفع نیازهای دینیشان، آمار نشان داده که حدود 60 درصد از مخاطبان به رسانه

های سنتی دینی روی می آورند و 40 درصد به رادیو تلویزیون و مطبوعات. بنابراین مخاطبان در ارتباطات

دینی در کشور ما هنوز ارتباطات سنتی را ترجیح می دهند.

در این تحقیق همچنين مشخص شد که خانواده اولین رسانه دینی مورد توجه مردم ماست. سپس

مجالس و مراسم مذهبی در وهله سوم با یک فاصله کم، برنامه های دینی تلویزیون و با یک فاصله قابل

توجه، مطبوعات و سپس دروس دینی و رادیو. بنابراین مخاطبان ارتباطات دینی در کشور ما نسبت به هر

کدام از رسانه های دینی، توجه و حساسیت متفاوتی دارند که این موضوع نیاز به بررسی مجزا دارد که در

سیاست گذاری ارتباطات دینی در کشور ما اهمیت بسیاری پیدا می کند. به این معنا که کسانی که

دست اندر کار ارتباطات سنتی دینی هستند، مثل سازمان تبلیغات، باید جایگاه و نقش خود را نسبت به

مخاطبان تشخیص دهند و اهمیت ارتباطات سنتی را بدانند که در کشور ما بسیار زیاد است. اينكه علارغم

حضور رسانه های جمعی، همچنان مردم ما ترجیح می دهند از طریق ارتباطات سنتی دینی نیاز های

دینیشان را برطرف کنند.

 

چه ويژگي­هايي در كارگزاران ارتباطات ديني مهم است؟

در این مورد بخصوص در مورد ارتباطات رو در رو و سنتی، سه ویژگی قابل توجه است:

1- مقبول بودن: به این معنا که کساني كه درگیر ارتباطات دینی هستند، باید نسبت به محتوا و پیام آن و یا

علوم و معارف دینی، تفوق علمی و دانش لازم را داشته باشند. لذا کارگزاران دینی در وهله اول باید

نسبت به پیام و محتوای دینی عالم باشند که ما از آن به مقبول بودن تعبیر می کنیم.

2- محبوب بودن: یعنی کسی که می خواهد در حوزه ارتباطات دینی بعنوان یک کارگزار در این مسیر به

اهداف خودش دست پیدا کند باید با نسبت به آنچه که دیگران را می خواهد تشویق و ترغیب کرده و یا از

آن باز بدارد، عامل باشد. این عامل بودن، در عمل عيان خواهد شد. در روایات هم آمده است«کونوا دعات

الناس باغیر السنتکم». عمل کردن، کارگزاران دینی را محبوب مخاطبان خود قرار می دهد. بنابراین محبوب

بودن در گرو آن چیزی است که می خواهد دیگران را به آن تشویق کند.

3- موفق بودن: به این معنا که کارگزاران دینی باید نسبت به شیوه های ارتباطی مؤثر با مخاطبان خود

آگاهی داشته باشند. بنابراین یکی از ویژگی های مهم کارگزاران این است که نسبت به دانش ارتباطات و

مهارت های ارتباطی در برقراری یک ارتباط موفق با مخاطبان خود توانمند باشند.

 

چه تغيير سليقه­اي مي توان در خصوص دريافت پيام هاي ديني در مخاطبان ايجاد كرد؟

در حوزه ارتباطات، دیدگاه های مختلفی در خصوص تأثیرگذاری بر مخاطبان وجود دارد. اگر ما رسانه را اعم

از رسانه های جمعی و سنتی بگیریم، دیدگاه هایی در حوزه ارتباطات وجود دارد. يكي از آنها نظریه

«تزریقی» است. هرچند اکنون در ارتباطات دیدگاه منسوخ شده ای تلقی می شود ولی بسیاری از ما

هنوز در عمل، در کشور خود به این دیدگاه پایبند هستیم. به این معنا که وقتی پیامی تولید کردیم، بر

مخاطب اثر خواهد داشت. این دیدگاهی است که در عمل ثابت شده اینگونه نیست.

دیدگاه دومی که بعد از تحقیقات صورت گرفته، بخصوص در حوزه ارتباطات جمعی و تلویزیون مطرح شد این

است که وقتی پیامی تولید می شود و به مخاطبان می رسد، مخاطب پذیرش و یا عدم پذیرش آن را به

ارزیابی آن با رهبران افکارش منوط خواهد كرد. لذا بسیاری از پیام آفرینی های ما منوط به تفسیر و

برداشت دیگران است که مورد قبول مخاطبان ما هستند. این همان جريان دوپله‌ای ارتباطات است.

بنابراین تغییر سلیقه مخاطبان، مرهون سلایق گروه های مرجع است که در جامعه ما بعنوان نظریه می

تواند مورد قبول واقع شود.

دیدگاه سوم این است که رسانه ها برای تأثیرگذاری بر مخاطب و تغییر سلیقه آنها باید بدانند که

تأثيرگذاری زیادی دارند مشروط بر اینکه پیام آفرینيشان در طولانی مدت، استمرار پیدا کند. یعنی وقتی

کسی، کاري بلند مدت را مد نظر قرار داده، پیامش را در آن زمان به مخاطبان رسانده و از طرق مختلف بر

جذابیت های پیامش اضافه کند، به تدریج می تواند مطمئن باشد که تأثیر بسیار زیادی بر مخاطبانش

خواهد داشت. اما این دیدگاه هم تنها در حوزه هایی قابل قبول است.

ديدگاه ديگر، دیدگاه «دریافت» یا دیدگاه «فرهنگی» در حوزه ارتباطات است. اینکه اگر می خواهید به این

سئوال جواب بدهید که چگونه می توان بر مخاطب تأثیر گذاشته و سلایق او را مطابق با خواست پیام

آفرینان تغییر داد، باید دانست که آن مخاطب با چه خورده فرهنگ هایی زندگی می کند. در مورد پیام های

دینی هم وضعیت به همین منوال است که مثلا در پایتخت یک جور و در شهرستانی خاص، جور دیگري

معنا و دريافت می شود.

 

پيامد­هاي ارتباطات ديني چيست؟

این است که دین مداری در زندگی مخاطبان، تحقق پیدا کند. خدا و آخرت به عنوان مبدأ و مقصد شناخته

شود، به گونه ای که ارتباطاتي شکل بگیرد که همه ابعاد زندگی افراد در آن مورد توجه قرار گیرد. نگاه یک

مخاطب ارتباطات دینی هم باید از نگاه خرد، قومی، نژادی و مذهبی صرف، به یک نگاه امتی و جهان

شمول تغییر پیدا کند.

 

چنانچه در زمينه­ي مورد مصاحبه نكته يا پيشنهادي براي توسعه­ي اين نوع از ارتباطات داريد،

بيان كنيد.

پيشنهاد من به عنوان یک پیشنهاد استراتژیک در حوزه ارتباطات دینی این است که در این نوع از ارتباطات،

باید یک سیستم همگرایی متعامل و پویا از ارتباطات سنتی به مدرن دینی ايجاد كرد. باید به گونه ای عمل

کنیم که نوعی همگرایی بین فعالیت هایمان بوجود آید كه تمام رسانه ها اعم از رادیو، تلویزیون، اینترنت

و ...، كه هر كدام توانمندی هایی دارند، در یک تقسیم کار درست، کارهایی را که از عهده آنها بر می آید

را به آنها واگذار كرد. این نوعی نگاه سیستمی به مجموعه ارتباطات داشتن است. به این صورت که همه

در خدمت یک مجموعه هستند. باید به جایی برسیم که شورای سیاستگذاری ارتباطات دینی در کشور

ايجاد كنيم و از تمامی سازمان‌ها و نهادهای مرتبط هم برای این کار دعوت به همکاری كنيم. پویایی و

متعامل بودن؛ استراتژی ارتباطات دینی است.